معرفی مراکز علمی- آموزشی ایران در دوره ایلخانان (654-756ه.ق)رصد خانه مراغه
مجتمع های آموزشی
رصد خانه مراغه
رصد خانه مراغه همان طور که مي دانيم اولين مرکز آموزشي بعد از تاسيس حکومت ايلخانان در ايران است که به همت عالي دانشمند برجسته، خواجه نصيرالدين طوسي بنا گرديد. در اين بخش زمان ساخت اين مرکز، بناي آن، محل و شکل و اندازه آن و آثار باقي مانده بخش هاي مختلف اين مرکز و کاربري آنها بررسي خواهد شد.
الف)زمان بناي رصد خانه مراغه
در باره بناي رصد خانه مراغه، بويژه سال شروع آن اختلاف نظري در نوشته هاي مورخان وجود ندارد و تمامي آنها از جمله کتبي ،وصاف،صفدي و حاجي خليفه سال واحدي را بيان مي دارند که عبارتست از سه شنبه چهارم جمادي الاولي سال 657 هجري قمري. [1] همانقدر که سال آغاز، بنا ي رصدخانه مشخص است، سال پايان ساختمان آن غير معلوم است و اشاره روشني در اين باره وجود ندارد. مؤيد الدين عرضي ساختن دستگاههاي مورد استفاده در رصد خانه را پيش از سال 660ه ق هجري قمري آغاز ميکند و يک سال بعد بانجام می رساند[2]و البته اين شامل تمامي ابزارآلات نمي شده است.
منابع تاريخي و شرح بناي برج رصد خانه مراغه
مطالبي که از نوشته هاي مختلف در باره چگونگي بناي برج از خارج و داخل در دست است در نهايت تاسف هيچ يک قادر به تشريح حتي مختصر اين بنا در چند سطر نيز نميباشد و فقط در هر جا که به بناي برج اشاره شده است آنرا بنايي با شکوه و رفيع ياد کرده اند. آنچه که بيشتر سبب تعجب مي شود آنکه خود خواجه نصير نيز در مقدمه زيج ايلخاني به چگونگي بناي برج رصد خانه و ويژگيهاي ساختماني آن هيچ اشاره اي ندارد و تنها ميگويد : "هلاکو در آن وقت که ولايتهاي ملحدان بگرفت. به بنده کمترين که از طوسم و به ولايت ملحدان افتاده بودم بيرون آورد و رصد ستارگان فرمود و حکما را که رصد ميدانستند بطلبيد و زمين مراغه را رصد انتخاب کردند و به اين بندگي مشغول شدند و آلتها بساختند و بناي لايق بر آوردند. " [3]
از جمله توصيف هائي که درباره بناي رصد خانه و برج اصلي صورت گرفته است، توصيف شاعرانه اي است که در قصيده قاضي القضات نظام الدين اصفهاني که در مدح خواجه نصيرالدين طوسي سروده، آمده است. قصيده مزبور که در اوج شکوفايي رصد خانه سروده شده است با اينکه توصيف روشني از اين بنا را بدست نميدهد با اين حال براي نمودن شکوه و جلال اين مجموعه مدرک قابل توجهي است.
فوات الوفيات و تاريخ وصاف :
از جمله منابعي که به بناي رصد خانه اشاره دارند "فوات الوفيات " نوشته محمدبن شاکر است. او درباره رصد خانه سخن فراواني ندارد. ا و به روايت از شمس الدين حريري از حسن بن احمدالحکيم که در زمان توليت علي بن خواجه نصيرالدين(فرزند خواجه نصير)به مراغه سفر کرده است، مطالبي را درباره برخي آلات رصد در مراغه ذکر ميکند و مينويسد : "به مراغه سفر کردم و به رصد خانه آنجا رفتم توليت آن را جواني فاضل به نام علي بن خواجه نصيرالدين طوسي داشت. در آنجا شمس الدين مويد عرضي و شمس الدين شرواني و شيخ کمال الدين ايکي و حسام الدين شامي که از منجمان و دانشمندان بودند، برخوردم و بسياري از آلات رصد را در آنجا ديدم .[4]گذشته از آن وصاف بعد از شرح اينکه چگونه پس از فتح بغداد هلاکو با پيشنهاد خواجه نصير براي بناي رصد خانه موافقت کرد و چگونه جمعي از دانشمندان معتبر براي انجام اين مهم فرا خوانده شدند، درباره بناي رصد خانه و عظمت آن مي نويسد : " در مراغه از طرف شمال بر سر پشته رفيع رصد خانه بنا فرمود در کمال آراستگي ذلک في شهور سنه سبع و خمسين و ستمائه و صنوف دقائق حذاقت در فن نجوم و مهارت در علم هيئت و ارصاد کواکب بجاي آورد."[5] بدين ترتيب جز چند مورد بالا، اشاره ديگر و يا مدارک و نوشته هاي دقيق تري درباره بناي مجموعه رصد خانه مراغه و برج مرکزي و واحد هاي پيرامون آن در دست نيست .
ب)معمار و محل و شکل رصد خانه
در باره معمار اصلي مجموعه رصد خانه مراغه نام "فخرالدين احمد بن عثمان امين مراغي " ثبت شده است. ولي مسئوليت ساختمان مسجد و کوشک محل اقامت هلاکو بر عهده مويدالدين عرضي سازنده آلات و ابزار نجومي رصد خانه بوده است. در نوشته هاي مختلف ميزان هزينه بناي واحد هاي رصد خانه مراغه بدون آلات و ابزار آن حدود 20000دينار ذکر شده است. [6]
شهر مراغه را باغهاي سر سبز فراواني در بر گرفته است. جانب شمال و شمال غربي شهر مراغه و با فاصله کمي از آخرين حد شهر يک رشته ارتفاعاتي قرار دارد که تا دامنه سهند ادامه مييابد. بلندترين اين ارتفاعات در کنار شهر، تپه ايست رسوبي که جهت طولي آن در امتداد شمالي –جنوبي قرار گرفته است. در سمت غرب تپه مزبور کشتزارهاي دو آبادي "طالب خان " و "حاجي کرد"قرار دارد و در دوردست ها منظره زيباي درياچه اروميه بچشم ميخورد. اين تپه همان است که در محل بنام "رصد داغي" معروف است و ويرانه هاي رصد خانه مراغه بر فراز آن قرار دارد. تپه رصد خانه مراغه به دو قسمت مشخص تقسيم شده است، جانب شمالي که هيچ نوع اثر معماري بر روي آن بنا نشده و جانب جنوبي که تمامي مجموعه بناهاي رصد خانه را در بر دارد. [7]
کوي محل زندگي دانشمندان وابسته به مرکز علمي رصد خانه مراغه
در سطح تپه رصدخانه مراغه در مجموع نقشه(پلان ) هجده واحد معماري بدست آمده که نه واحد آن محل نصب آلات و ابزار نجومي و پژو هشهاي ستاره شناسي مي باشد و براي چهار واحد از نه واحد بقيه با توجه به طرح آنها، کاربردهايي به شرح زير پيش بيني شده است : کتابخانه، تالار کنفرانس يا مدرسه، کارگاه ريخته گري آلات و ابزار و کوشک ايوان دار. از سوي ديگر اشاره هايي نيز درباره وجود سرايي براي اقامت استادان و يک مسجد وجود دارد. حضور تعداد قابل ملاحظه اي طالب علم که عمده آنها از شهر هاي دور دست و حتي از چين مي آمده اند، اين نکته را مسلم مي سازد که مکاني براي زندگي شبانه روزي آنها وجود داشته است. همچنين براي تعدادي از خدمه رصد خانه و محافظان آن بايد واحد هايي را در نظر گرفت. توجه به مراتب بالا اين تصور را پيش مي آورد که بايد مجموعه اي چون يک کوي دانشگاهي براي در بر گرفتن تمامي واحدها وجود مي داشته است
-ج)دوران فعاليت رصد خانه مراغه و ويراني آن
در ميان رصد خانه هاي شناخته شده در ايران و ديگر کشورهاي اسلامي رصد خانه مراغه از نظر طول زمان کار از موقعيت ممتازي برخوردار است و به اعتباري طولاني ترين زمان فعاليت را بخود اختصاص داده است. اين رصد خانه بعد از درگذشت بنيانگذار آن خواجه نصير و حامي سياسي ومالي آن هلاکو سالهاي بسيار همچنان پا بر جا ماند و به کوششها و پژوهشهاي علمي خود ادامه داد. چنانکه در تمامي طول سلطنت و حکمراني ايلخاناني چون : آباقا، احمد تکودار، ارغون، گيخاتو، بايدو، غازان و اولجايتو، رصد خانه برپا بود. غازان چند بار از آن بازديد کرد و از جمله به نوشته تاريخ مبارک غازاني، در سال 703 ه ق از اين محل بازديد مي کند. در اين باره در تاريخ مزبور چنين آمده است : "و شنبه پانزدهم رمضان(703ه. ق)رايات همايون به مراغه نزول فرمود و دوم به تماشاي رصد رفت و در همه اعمال و آلات آن نظر فرمود و تمامت را بتأني تمام بديد و از کيفيت هر يک سوال فرمود و با وجود مشکلي دقايق آن اکثر فهم کرد و فرمود که در جنب گنبد عالي و ابواب البرشم رصدي سازند مخصوص به چند عمل و کيفيت آن اعمال را به تقريري واضح بيان فرمود بر وجهي که حاضران حکماء متعجب بماندند از حسن استنباط او چه عمل در هيچ عهدي نکرده اند و حکما گفتند ساختن آن بغايت متعذّر باشد ايشان را تعليم و ارشاد کرد تا به امتحان نظر در آن شروع نمودند و بر وفق تعليم او به اتمام رسانيدند."[8] ملاحظه مي شود که وضع رصد خانه در دوران غازان چنان بوده که او را برآن مي دارد تا با استفاده از اطلاعات و چگونگي بناي آن در تبريز اقدام به ساختن رصد خانه جديدي کند که بعضي مطالعات را بتوان در آن انجام داد. به اعتباري نيز غازان ضمن بازديد از مجموعه رصد خانه دستور ميدهد تا گنبد جديدي روي آن ساخته شود.[9]شک نيست که اين گنبد بر روي برج مرکزي که خود داراي گنبد بوده نمي توانسته ساخته شود. بنابر اين احتمال مي رود که غازان خان دستورساختن بناي جديدي را داده باشد و يا به احتمال بسيار ضعيف، گنبد برج در آن زمان لطمه اي ديده بوده است که او دستور ساختن گنبد جديدي را ميدهد. به هر حال اطلاعات ما در باره اين امر بسيار ناچيز است و تنها به اعتبار يک اشاره نمي توان تحليلي روشن عرضه داشت. اولجايتو نيز در زمان سلطنتش از رصد خانه بازديد مي کند. اين امر نشان مي دهد که رصد خانه در آن زمان همچنان آباد و فعال بوده است. ميدانيم که بعد از در گذشت خواجه نصيرالدين طوسي دو تن از پسرانش با وجود اينکه هيچ يک مانند پدر ستاره شناسي برجسته نبوده اند وبه پاي برخي ديگر از دانشمندان وپژوهشگران رصد خانه چون : قطب الدين شيرازي و محي الدين مغربي نيز نمي رسيده اند، به سرپرستي اين مرکز علمي برگزيده مي شوند و اين امر حکايت از احترامي ميکند که ايلخانان و همه دانشمندان زمان همچنان براي شخصيت خواجه نصير و به حرمت آن مرد بزرگ براي بازماندگانش اعتبار قائل بوده اند.
آيدين صايلي در مقاله تحقيقي خود در باره مدت زمان فعاليت رصدخانه مراغه به بررسي کارهاي تحقيقاتي برخي منجمان و برخي گزارش ها تکيه کرده و استنباط هايي کرده است. [10]، بر اساس اين تحقيق شخصيتهاي زير در رابطه با اين رصد خانه و بازديد از آن مدارکي از خود بر جاي گذارده اند. نخستين فرد " وابکنوي" است که در نتيجه بررسي و زيج خود را به ابو سعيد بهادر خان پيشکش مي کند. او ميگويد که آسمان را مدت چهل سال رصد کرده است. نوشته او درباره رصد خانه مراغه مي رساند که به اعتباري کار اين رصد خانه در سالهاي آخر فرمانروايي ابوسعيد پايان مي يابد. "وابکنوي" مي افزايد که محي الدين پس از مرگ نصيرالدين در مراغه مشغول رصد بود و رصد مراغه را کامل کرد.[11] نفر دوم رکن الدين ابن شرف الدين آملي است. او در زيج "جامع سعيدي" خود اطلاعاتي را در زمينه فعاليتهاي رصدي در رصد خانه مراغه بدست مي دهد و ياد آور مي شود که پس از مرگ نصيرالدين، ستاره شناسان آن مرکز برنامه رصد سي ساله را به راستي به فرجام مي رسانند. او برخي جزئيات مربوط به اين فعاليت را نيز شرح مي دهد.[12] چنانکه از جزئيات نوشته آملي بر ميآيد، پس از مرگ نصيرالدين تا سي سال بعد به رصد نشسته ،کار را دنبال کردند و چنانکه گفته شد در آن سال اصيل الدين به سرپرستي رصد خانه گمارده مي شود.
بعد از اصيل الدين در دوران ابوسعيد از نام شخص ديگري بعنوان سرپرست رصد خانه اطلاعي در دست نيست و با توجه به آشوبهاي دوران ابوسعيد روشن نيست که چه بر سر رصد خانه آمده است. از سوي ديگر کتابخانه رصد خانه در دوران ابوسعيد همچنان داير و مورد استفاده قرار داشته است.
به اعتباري اولين لطمه به رصد خانه گويا بر اثر زلزله بوده است، همين قدر مي دانيم که در سال 740 هجري سال تاليف نزهةالقلوب، حمدالله مستوفي رصد خانه مراغه را ويران يافته است. او در اين باره مي نويسد : " بر ظاهر مراغه حکيم خواجه نصيرالدين طوسي بفرمان هلاکو رصدي بسته است و اکنون خرابست."[13] بنابر اين رصد خانه مراغه در طول حکمراني ايلخانان به فعاليت خود ادامه داده و دست کم به مدت 55 سال برپا بوده است.
باتوجه به آنچه که غياث الدين جمشيد کاشاني در نامه خود بيان مي دارد،[14] روشن است مجموعه واحد هاي نجومي و بخصوص قسمت هاي عمده کاربردي برج مرکزي و بخصوص ربع جداري سنگي متکي بر پلکانهاي آن که غياث الدين جمشيد از آن به عنوان منبر هندسي ياد کرده است همچنان تا آن زمان بر پا بوده است. اما به احتمال زياد بناي خود برج فروريخته يا لطمه ديده بوده است، زيرا اگر برج به طور کامل بر پا بوده با توجه به اهميت وشکوه آن از چگونگي اش ياد مي گرديد.
دکتر محمد انس خان نماينده افغانستان در کنگره خواجه نصير در سخراني خود به اين نکته اشاره دارد که " علماي دربار تيمور را وادار ساختند تا قسمت عمده کتب و آلات اين رصد خانه( مراغه) را به سمرقند نقل بدهد".[15] اين گفته مي رساند که هنوز کتابخانه و عمده ابزار رصد در آنجا وجود داشته است و در صورت اين امر، احتمال مي توان داد با توجه به روحيه تيمور و علاقه اي که به شکوفايي هر چه بيشتر سمرقند داشته است، به احتمال ويراني اين بنا به خواست و دستور او انجام شده باشد.
در "احسن التواريخ " در بحث مربوط به شخصيت علمي امير غياث الدين منصور بن امير صدرالدين محمد شيرازي امير غياث الدين منصوربن امير صدرالدين محمد شيرازي به اقدام شاه اسماعيل در ارتباط با رصد خانه مراغه اشاره دارد .[16] و چنين بر ميآيد که مجموعه مزبور با وجود همه لطمه هائي که ديده بوده است، تا قرن دهم هجري از چنان وضعي برخوردار بوده که امکان بازسازيش وجود داشته است. همچنين مي دانيم که سالهاي بعد از شاه اسماعيل صفوي، بنابر نوشته "خلاصةالتواريخ" شاه عباس اول صفوي دستور مي دهد تا شيخ بهائي و ملاجلا ل منجم و ملا عليرضاي خوشنويس(يعني عليرضاي عباسي کتيبه نگار )از محل و آثار رصد خانه مراغه در سال 1019 هجري قمري بازديد و نقشه آنرا رسم کنند. [17]
-د)اهميت و اعتبار کارهاي نجومي و پژوهشي و آموزشي در کانون علمي رصد خانه مراغه .
مجموعه فعاليتهاي علمي رصد خانه را ميتوان به چند بخش تقسيم کرد :
الف- ايجاد و ساختن مجموعه واحد هاي نجومي رصد خانه، ساختن آلات و ابزار نجومي و بالاخره انجام پژوهشهاي ستاره شناسي در اين مرکز به ياري واحدها و دستگاههاي مزبور.
ب- پژوهش در علوم وابسته – ترجمه و نگارش کتاب و رساله ها – جمع آوري مدارک و اسناد علمي. . . . .
پ- امور آموزشي و پرورش پژوهشگران و تربيت نيروي انساني.
خواجه نصيرالدين در زمينه انجام پژوهش هاي علمی برنامه هايي را مورد توجه داشته و در اجراي آن تلاش مي نمود.از جمله موارد زير را مي توان برشمرد:
1- گرد آمدن دانشمندان بزرگ و استفاده از دانشمندان از مليتها و مذهب هاي مختلف
2- همکاري علمي و تقسيم کار
3- گرد آوري کتابها و مدارک علمي
4- تصحيح و تنقيح آثار علمي گذشتگان
1-1-ه)همکاران خواجه
دانشمنداني که در رصد خانه مراغه همکاري داشته اند. يکي از اقدامات اساسي و بنيادي خواجه نصيرالدين از زما ني که به عنوان يکي از مشاوران به همراهان هلاکو پيوست اين بود که با تمام وجود کوشيد تا از رسيدن هر گونه گزندي به دانشمندان جلو گيري کند و با ايجاد ارتباط باآنها موجبات آن را فراهم آورد که بتواند به مطالعه و انجام پژوهشهاي خود ادامه دهند. خواجه نصير با استفاده از اعتقاد ايلخانان به امر ستاره گويي توانست نسبت به جلب دانشمندان مختلف با اين عنوان که مي توانند در پيشبرد کار رصد خانه مفيد واقع شوند اقدام کند و حقوق و مستمري قابل توجهي به هر يک بپردازد و وسايل آسايش زندگيشان و امکان علمي را برايشان فراهم سازد.
خواجه نصير با نفوذي که بر هلاکو داشت، او را به جلب هر چه بيشتر دانشمندان به مرکز علمي مراغه راغب ساخت. تا جاييکه هلاکو دستور داد تا فخرالدين لقمان بن عبدالله مراغي که از اعيان زاده هاي مراغه بود، به شهرهاي اربل- موصل – الجزيره و شام سفر کند و دانشمنداني را که در حادثه حمله مغول به آن سامان پناه برده بودند، تشويق به بازگشت کند و علماءآن حدود را به مراغه دعوت کند. فخرالدين بخوبي از عهده اين ماموريت بر مي آيد و در حدود پانصد خانوار مردمي را که مدت چهل سال بود از ايران مهاجرت کرده بودند به وطن خود باز ميگرداند. [18]
به اين ترتيب مرکز علمي رصد خانه مراغه به صورت کانون پر تحرکي براي اجتماع دانشمندان سر شناس زمان در آمد
در اينجا به ذکر مختصري از شرح تني چند از دانشمندان که با خواجه در مراغه همکاري داشته پرداخته مي شود. :
مويد الدين بن برمک بن مبارک عرضي دمشقي. [19]
نجم الدين علي بن عمر بن علي قزويني [20]
فخرالدين مراغي [21]
فريد الدين ابوالحسن علي بن حيدربن علي طوسي [22]
محي الدين مغربي [23]
قطب الدين شيرازي :
اين دانشمند از خاندان علم و فضل بود. در سال 658 به قول خودش به شهر علم و کعبه حکمت يعني آستان قدس استاد عاليمقام خواجه نصيرالدين طوسي مشرف شده و برخي از مشکلات قانون را آن دانشمند براي او حل کرده است. به علاوه علوم رياضي را نيز از آن بزرگوار فرا گرفته [24]و علم منطق را از کاتبي و علم هيئت و رياضي را نزد مويد الدين عرضي خوانده است. قطب الدين در سال 710 در تبريز درگذشت و در چرنداب جنب مقبره قاضي بيضاوي مدفون گرديد. [25]
از ديگر دانشمنداني که با خواجه نصيرالدين و در مرکز علمي رصدخانه مراغه همکاري داشته اند مي توان افراد زير را ياد کرد : شمس الدين شيرواني - کمال الدين ايگي – حسام الدين شامي - علي بن محمود اسطرلابي و دامغاني. [26]در پايان اين بحث بي مناسبت نيست تا با نقل سرگذشت يکي از اين دانشمندان از زبان خود او اهميت منجمان را در عهد هلاکو يادآور شد. دانشمند مورد بحث محي الدين مغربي است، او علت آمدن خود را به مراغه و همکاريش را با خواجه در امر رصد براي ابن عبري نقل کرده و ابن عبري آن را در کتاب " مختصر الدول " ثبت کرده و آن چنين است : " در روز 24 ماه شوال سال 658 خدمت ملک ناصر پادشاه دمشق بودم وباهم صحبت مي کرديم ناگهان يکي از امراي سپاه مغول با پنجاه نفر وارد شد ملک ناصر بيرون رفت و به آنها تکليف کرد از اسب پائين آمده داخل خيمه شوند امير آنها امتناع ورزيد و گفت ايلخان فرمود امروز روز شادي ما مي باشد و از امراء دعوت شده و دستور فرمودند شما هم با برادر و فرزندان خودتان در اين جشن شرکت بکنيد. ملک ناصر با بيست نفر از خويشان خود سوار شده در مصاحبت آن امير رفتند و پس از يک ساعت بيست نفر ديگر از مامورين مغول رسيدند و گفتند به جز فراش ها و غلامان بقيه مردم نيز بيايند. محي الدين گفت ما هم سوار شده به همراه آن بيست نفر رفتيم، تمام اين عده را بردند در وسط دره عميقي که کوههاي اطراف آن سربه آسمان کشيده بود و از اسب پائين آورده دستهاي همه را از پشت بستند وقتي که من اين اوضاع را ديدم فرياد زدم من منجمم و حرکات ستارگان مي شناسم حرفي دارم بايد در پيشگاه ايلخان عرضه بدارم چون اين سخن را شنيديد مرا از آنها جدا کرده ملک ناصر که اسير کردند سپس برگشتند به مسکن ملک ناصر و اتباع او هرکس باقيمانده بود کشتند و هرچه اموال داشت غارت کردند بعد مارا بردند پيش هلاکو. او پسران ملک ناصر را نزد خود نگاه داشت و چون فهميد من در علم هندسه و کارهاي رصدي اطلاع دارم مرا به خدمت خواجه نصيرالدين طوسي فرستاد "[27]
درباره اهميت کارهاي علمي خواجه نصير ومکتب او وکوشش همکاران دانشمند و شاگردانش در زمينه طرح ديدگاههاي تازه و اصلاح نظريه هاي قبل از خود، در کتاب " علم وتمدن در اسلام " چنين آمده است : " زيج ايلخاني قرن هفتم ه ق ، همچون ميوه اي از رصدخانه مراغه به دست آمد. ولي در همين زمان نصيرالدين طوسي، رئيس منجمان رصدمراغه، سخت از منظومه بطلميوس خرده مي گرفت، چنانکه در کتاب خود، التذکره النصريه في الهيئه، آشکارا ناخرسندي خويش را از نظريه بطلميوس درباره حرکت سيارات نشان داده است. طوسي منظومه سياره اي جديدي طرح ريخت که شاگردش، قطب الدين شيرازي، آن را کاملتر کرد.
. اصول همه آنچه را که در طرح کوپر نيکوس تازگي دارد، مي توان در مکتب طوسي و شاگردان او پيدا کرد. سنت مراغه را طوسي و شاگردان مستقيم او، همچون قطب الدين شيرازي و محيي الدين مغربي، ونيز منجمان فراوان آمده در رصدخانه سمرقند، همچون غياث الدين کاشاني و قوشچي، ادامه دادند." [28]
[1]. وصاف، همان، ج/1، ص 51.
[2] . همانجا.
[3] . زيج ايلخاني، نسخه خطي کتابخانه آستان قدس رضوي، بنقل ازپرويز ورجاوند، کاوش رصد خانه مراغه، تهران، امير کبير، 1366 ه. ش، ص151.
[4]. ابن شاکر، همان، ج2، ص151.
[5]. وصاف، همان، ج/1، صص 51، 52 .
[8] . رشيدالدين، تاريخ مبارک غازاني، ص131.
[9]. ويلبر، دونالد، معماري اسلامي ایران دوره ايلخانان، عبدالله فریار، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، 1346 ه ش.، ص117.
[10]. صايلي، آيدين ، خواجه نصير الدين طوسي و رصد خانه مراغه، ياد نامه خواجه نصير الدين، ج/1، ص57- 75.
[11]. وابکنوي، محمد بن علي، الزيج المحقق سلطاني علي اصول الرصد الايلخاني، نسخه خطي، استانبول، کتابخانه موزه اياصوفيه، شماره 2694، ص3، به نقل از ورجاوند، همان، ص359 .
[12]. رکن الدين ابن شرف الدين آملي، زيج جامع سعيدي نسخه خطي، تهران، کتابخانه مجلس شوراي ملي، شماره183، ص2 .
[13]. حمدالله مستوفي، نزهه القلوب، به اهتمام دبير سياقي ، تهران، دنياي کتاب، 1362ه. ش، ص100 .
[15]. انس خان ،محمد ، نقش طوسی در وقایه، تنظیم و تعمیم ریاضیات و نجوم، يادنامه خواجه نصير الدين طوسي، ص84،
[16]. حسن بيک روملو، احسن التواريخ، تصحيح دکتر عبدالحسين نوائي، 1357، تهران، ص391- 392.
[17] . خلاصةالتواريخ –تاريخ ملاکمال تاليف دو نفر از درباريان شاه عباس دوم به تصحيح و تحشيه ابراهيم دهگان، اراک، 1334، ص63.
[19] .ابن عبري، ابوالفرج بن هارون، تاريخ مختصر الدول، ج/4، ، محمد علي تاج پور، حشمت الله رياضي، تهران، اطلاعات، 1364.ه.ش.ص71.
[20]. ابن شاکر، همان ، ج/2، ص66؛ ابن فوطي، تلخيص مجمع الاداب، ج/4، ص 833؛ مدرس رضوي، همان ص226- 228.
[21].ابن فوطي، همان ، ص339.
[22]. ابن فوطي، همان، ص464.
[23] .ابن فوطي، همان، ص339.
[24]. ابن فوطي، تلخيص الاداب، ج/3، ص716.
[25]. کربلايي تبريزي، حافظ حسين، روضات الجنان و جنان الجنان، جزء اول، تصحيح و تعليق جعفر سلطان القرايي، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1344ه. ش، ص324 .
[27]. ابن عبري، همان، صص489، 490، 501
[28]. نصر، حسين ، علم و تمدن در اسلام، احمد آرام، تهران، نشر انديشه 1350 ه. ش ، صص 176 – 179 .
نگاشته شده توسط سرگروه استان .ملاحسنی
این وبلاگ توسط اعضای گروه تاریخ استان قزوین به منظور اطلاع رسانی به همکاران محترم تاریخ و ارتباط بیشتر با دبیران استان و سراسر کشور و استفاده از تجربیات آهنا و هم اندیشی در زمینه آموزش تاریخ در مقطع متوسطه ایجاد شده است.امید است دبیران گرامی تاریخ با ارسال نقطه نظرات و تجربیات خود ما را در بهبود کمی وکیفی مطالب ارائه شده یاری رسانند.